اولين مسافرت عيد رفتيم ورسك خيلي خوش گذشت ...
اونجا خونه حميد عمو و كبري خاله بود همه بودن از رجا گرفته تا محمد مهدي بچه سپيده جون
شب بود كه رسيديم فردا صبح اول رفتيم زير پل ورسك بعدشم رفتيم سر خاك ننه ورسكي :
سيد فاطمه موسوي ... كاش هنوز زنده بود منم ميديدمش بابا اينا خيلي ازش تعريف مي كنن ميگن از جاهاي ديگه مي اومدن پيشش شفا ميگرفتن ... خودش هم همش خواب امامزاده ها رو ميديده وبراي تمام مرده هاش نماز مي خونده ... بابايي ميگه مثلا نماز ظهرش ۳ ساعت طول مي كشيده
خدا رحمتش كنه ... مثل اون خيلي كمه
البته براي تمام مرده ها از جمله بابابزرگ كريم خان هم فاتحه خونديم
ننه ورسكي و بابابزرگ پدربزرگ و مادربزرگ بابايي هستن
اينم چند تا عكس از ورسك و من :




اينم حميد عمو ... خيلي دوستش دارم 

+ نوشته شده توسط سيد پرهام موسوي در دوشنبه
1387/01/26 و ساعت
11:57 قبل از ظهر |