اينم چند كار جديد كه به تازگي ياد گرفتم :
*خوردن همه انگشتام از شصت تا انگشت كوچك، ببينيد :

*وقتي منو به پشت مي خوابونن بعد از چند ثانيه برميگردم بروي شكمم ... يه جند سانتي هم مي تونم خودمو حركت بدم :
* چند روزه كه روروئك هم سوار ميشم :



اينم چند كار جديد كه به تازگي ياد گرفتم :
*خوردن همه انگشتام از شصت تا انگشت كوچك، ببينيد :

*وقتي منو به پشت مي خوابونن بعد از چند ثانيه برميگردم بروي شكمم ... يه جند سانتي هم مي تونم خودمو حركت بدم :
* چند روزه كه روروئك هم سوار ميشم :


اينم مطلبي درباره شير خشك :
شیر خشک، ماده ی پودر مانندی است که وقتی آن را با آب مخلوط نمایند، شیر بدست می آید. این نوع شیر را معمولاً داخل قوطی های مقوایی بسته بندی می کنند و نگهداری آن از شیر مایع راحت تر است. چون شیر مایع را اگر داخل یخچال نگهداری نکنیم، پس از مدتی ترش می شود؛ در حالی که شیر خشک را برای مدت طولانی می توان نگهداری نمود.
معمولاً برای تهیه ی شیر خشک، شیر پاستوریزه را از لوله ای که سوراخ های بسیار ریزی دارد عبور داده و سپس، این شیر را روی ورقه فولادی داغی که عاری از هر گونه میکروب است می پاشند. در این قسمت، آب شیر تبخیر می شود و اجزای تشکیل دهنده ی آن به صورت پودر پایین می ریزند. حال، شیر خشک آماده است.
انواع متفاوت شیر خشک از جمله کم چرب و یا پرچرب موجود می باشد. معمولاً چربی موجود در شیر خشک، سبب ترش شدن سریع آن می شود؛ بنابراین، اغلب شیر خشک را به صورت بدون چربی عرضه می نمایند.
شیر خشک اولین بار در قرن بیستم تهیه شد و امروزه بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. البته هنوز نتوانسته جای شیر را بگیرد.



اون خيلي باهام بازي ميكنه ...خيلي هم هوامو داره نميزاره منو با پوشك ببندن همش ميگه بازش بزارين تا بچه راحت باشه ... وقتي هم كه يه كم جيش ميكنم سريع ميگه منو بشورن تا پاهام تميز باشه ... كارهاي جالبتري هم ميكنه مثلا بهم روزي يه سانديس آلبالو و انواع و اقسام ميوه ها مثل زردآلو و هندونه بهم ميده ... منم كه كم نميارم همشو ميخورم
... فقط بابا مامان ميگن كمتر بخور ممكنه ضرر داشته باشه ... ولي بي خيال، بابا بزرگ ميگه بخور حالشو ببر ![]()
وزنم در چهار ماهگي ۲۵۰/۷ كيلوگرم و قدم ۶۳ سانتيمتر بود.
دكتر ميگفت رشدم خوب بوده ... البته با وضعيت خوراك من شكمو ، همين توقع رو هم بايد مي داشتند ... فكر كنم روزي يك ليتر شير مي خورم
بقل شاسخينم خيلي مزه ميده ها :

مامان بزرگ اشرف = مامان مامانم
عمو حميد = شوهر خاله سميرا جون
خيلي به من خوش گذشت همش ميرقصيدم البته با كمك بزرگترا ... دارم تمرين ميكنم كه تنهايي هم بتونم برقصم ... بيشتر تكنو كار ميكنم ![]()
۱ - شب جيش نكردن : من تا صبح خشك خشكم يعني اصلا جيش ميش تو كارم نيست ولي
صبح تا بيدار مي شم بابا مامان بايد حواسشون جمع باشه چون هر آن ممكنه خرابكاري كنم و آبشار نياگارا استارت بزنه
۲ - نشستن روي مبل : بي دست روي مبل ميشينم بابا الكي نيست تو چهار ماهگي ... دمم گرم ... اينم كه تو عكسه دوستم ابوالفضل تو مشهد با هم آشنا شديم

۳ - آب بازي كردن : وقتي بابايي منو مي بره حموم كلي با هم آب بازي ميكنيم ... خيلي دوست دارم با بابايي برم سونا و استخر ولي مامان جون نمي زاره
۴ - كتاب خوندن با آواز : كلي كتاب دارم كه همشونو برام مي خونن ... خودمم وقتي يه كتاب ميبينم سعي ميكنم اونو بخونم ولي با آواز و سرو صدا ... سري كامل كتابهاي اتل متل دارم ... ماماني همش برام ميخونه خيلي دوست دارم ... اينم يكي از اون شعر هاي قشنگ :
اتل متل يه مورچه
قدم مي زد تو كوچه
اومد يه كفش ولگرد
پاي اونو لگد كرد
مورچه پا شكسته
راه نميره نشسته
با برگي پاشو بسته
نميتونه كار كنه
دونه ها رو بار كته
تو لونه انبار كنه
مورچه جونم تو ماهي
عيب نداره سياهي
خوب بشه پات الهي
۵ - خوابيدن و دور ۱۸۰ درجه در خواب : وقتي كه خوابم يه تخت ۲ متري هم برام كمه چون دور خودم ميچرخم تو خواب همش كج كوله ميشم ... چند بار بابايي نزديك بود منو له كنه ![]()
ببخشيد يه مدت نبودم ... داشتم بزرگ مي شدم ديگه ... ![]()
حالا سعي ميكنم هميشه باشم ... و بروز ... مخلصيم ![]()
اول يه سورپرايز دارم بعد تمام اتفاقاتي كه تو اين مدت افتاد جزء به جزء مي نويسم :
